قهر کودکانه

یادمه بچه که بودم به علت خراب بودن اعصاب مامان وتشنجی که گاها به ما تزریق می شد ،مثلا به اصطلاح خودم قهر می کردم واوائل می کفتم از این خونه می رم.مامان هیچ عکس العملی نشون نمیداد و می دیدم بعدا مسئله رو با خاله ها مطرح می کنه  و هرهر می خندن.


من خیلی غصه می خوردم .اخه اون وقتی که می گفتم می خوام از این خونه برم واقعا می خواستم برم.چون مامان ناخواسته با جیغ و داد واخلاق تندش من و ناراحت می کرد.

یه بارم 8 سالم بود که واقعا رفتم.تا سر کوچه.دیدم کسی نیست دنبالم،دوباره برگشتم.


این ماجرا ادامه داشت تا جاییکه الن خواهرام هم دنبال اینن که یه جوری از خونه بزنن بیرون.

اگه شوهر نشد با کلاس رفتن و کار کردن .


خیلی مهمه که ما به بچه هامون بگیم دوستشون داریم وبهشون نیاز داریم .

کاش مامان و مامان هایی از این قبیل این کار رو می کردن.

وقتی من بچه بودم از افتخارات مامان و خاله ها این بود که بگن بچه باید از دوسالگی

روی پای کسی نشینه.بوسیده نشه چون لوس میشه.


اخه مامان من این چرندیات چیه .

خوب اگه به من محبت کافی می کردی الان من یه کاره ای می شدم

اگه می بینی من اینجوریمواسه همون کاراته دیگه.

نظرات 1 + ارسال نظر
سارا پنج‌شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 04:41 ب.ظ http://setarefars.blogsky.com

salam khobin?be weblogaye man sar bezanid
itmon.blogsky.com
softshop.blogsky.com
setarefars.blogsky.com
ye matlab jadid gozashtam be esm goshi mobil raygan.
age goshi raygan mikhaye hatman bekhonesh. age mayel be tabadol link hasti khabaram kon.mamnon

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد