اعتماد به نفس یا توهم

از وقتی اومدم اینجا یه خانواده ی بسیار جوان را شناختم که برای ادامه تحصیل مرد خانواده به اینجا امده بودند.

اینکه می گم خانوده یعنی یه زن و ش.هر جوان که چند ماهی از ازدواجشان می گذشت.

دختره از من کوچیک تر بود.وقتی می خواست اسم شوهرش رو بگه حتما اقا اولش می گفت.

همه چیز اونی بود که اقا می خواست.

گفتم :ایران نمی رید؟

گفت:م..اقا می گه فعلا نه.

چند ماه بعد از اومدنشون حامله شد یه دختر اورد.

هیچکس از ایران نیامد .چون م.... اقا خودش از مادر و بچه مراقبت می کرد.

یعنی فکرش و بکن دختره تو این غربت حامله شد و تنها هم رفت برا زایمان بدون اینکه مادر و خواهر و .. باشنو

با هیچ کس رابطه ندارن.

خودشون با هم حال می کنن.

ایران هم یه بار رفتن ین خانواده ها اختلاف افتاد اینا هم دیگه نرفتن.

در مجالس عمومی که همه ایرانی ها هستن می یان.

چند وقت پیش هم حامله شد دومی رو اورد.

برام جالبن 

با ویزای استیودنت موندن اینجا و خونه خریدن و خلاصه خیال برگشت ندارن.

چقدر سرخوشن والا.

شایدم ما سرخوشیم که همه چیز رو سخت می گیریم.


نظرات 1 + ارسال نظر
شاسکول سه‌شنبه 19 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 07:19 ب.ظ http://onecrazyman.blogfa.com

سلام
از اینجور زندگی ها که زن به کون شوهر آقا ببنده و مرد هم به کون زنش "خانم" بدم میاد
متنفرم
خانمم هم میدونه
همیشه چه پشت سرم، چه تو روم شاسکول خالی صدام می کنه.
بگذریم
دوست خوبم
نمیخوام حرفی بزنم که موید نظرت باشه که این پست واقعیه یا بالعکس مطمئنت کنم نیست
این بر میگرده به برداشت و شناختی که ازم داری
ولی گفتن یه چیز برام مهمه
و اون اینکه اگر فرض رو بر واقعی بودن این پست بگیریم، شک نداشته باش اگر همسرم هم عین همین کار رو بکنه، کوچک ترین ایرادی ازش نمیگیرم
حتی اگر خبر نداشته باشه که من دارم بهش خیانت می کنم و صرفا از روی هوس این کار رو کرده باشه
چون . . . تازه هر دو تا مون یه موقعیت رو خواهیم داشت
میشیم دو تا آدم تنوع طلب، که برای ارضا حسشون حاضرن بهم خیانت کنند
تازه اون موقع پای هم میایم!
این موضع رسمیه منه
مرسی از اظهار نظر و کامنت صادقانه ات

شاسکول جان سلام
مرسی از کامنتت
منم از این اقا خانم گفتنا خوشم نمیاد چون صمیمیت توش نیست.
ززندگی این زوج هم به نظر من توش صداقت نیست .چون امر ،امر اقاست.
و
من نمی دونستم تو اینقدر حس داستان نویسیت قویه.راستش وقتش و نداشتم به پست های قبلی سر بزنم.راستش تعجب کردم از خودم که باور کردم این و ولی خوب باورم شد دیگه از بس که با آب و تاب بود.
..
اما در مورد تنوع طلبی اجازه بده باهات مخالفت کنم.
چون به نظرم نهاد خانواده خیلی ارزشمندتر از ایناس.
عشق واقعی یعنی فقط با همسرت باشی و اون رو همون جور که هست بخوای اگرم نخواستی راحت بهش بگی نه اینکه پای کس دیگه ای رو باز کنی.
بازم می خوونمت.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد