ازش می پرسم تا در جوابم می گوید :((معلومه که دوستت دارم.))
چقدر شنیدن این جمله را دوست دارم و چه با واسطه می شنوم.
چقدر تغییر کردن برای یکدیگر شیرین است و من مدتهاست آن را مزه مزه کرده ام.
از اینکه کینه به دل داشته باشم می ترسم
می بخشم .محبت میکنم و منتظر پاسخ نمی شوم.
با نا راحتی شان غمگین و در شادی شان می خندم.
-
-
گاهی به این فکر می کنم که شاید اطرافیان من از نعمت حس بینایی و درک بی بهره اند؟
توجه توجه!
چنانچه به فردی برخوردید که حرفش با عملش یکی باشه،به منم خبر بدید.
چرا صداقت اینقدر گران و دورویی ارزان شده؟
هوای مه آلود انگلستان در صبحی دل انگیز.
لطافت هوا پوستم را نوازش می دهد و با هر نسیمی که به صورتم می خورد جریان خون را ،زیر پوستی ،حس می کنم.